در وبینار تخصصی «آینده فینتک در عصر هوش مصنوعی» مطرح شد: ترکیب هوش مصنوعی و مالی، ضرورتی اجتنابناپذیر برای بقا در بازار آینده
دکتر علیرضا امیدوند، استاد دانشگاه و کارشناس ارشد توسعه کسبوکار، در وبینار تخصصی «آینده فینتک در عصر هوش مصنوعی؛ از نوآوری تا رگولاتوری» که با حضور جمعی از متخصصان و فعالان صنعت مالی برگزار شد، به واکاوی عمیق تأثیر تحولآفرین هوش مصنوعی بر مدلهای سنتی بانکداری پرداخت و تأکید کرد: فناوری زمانی ارزشآفرین است که نهتنها فرآیندها را سریعتر کند، بلکه قواعد بازی — از مدل کسبوکار و ساختار رقابت تا رگولاتوری — را از نو بنویسد.
در این نشست علمی، دکتر امیدوند با بیان اینکه هوش مصنوعی صرفاً یک ابزار یا کانال جدید نیست، تفاوت بنیادین این فناوری با موجهای پیشین (اینترنت، موبایل، ابر، کلانداده و بلاکچین) را تشریح کرد و گفت: «همهی آن موجهای قبلی یک لایه را تغییر دادند؛ اما هوش مصنوعی میتواند بخشی از فرآیند ادراک، تصمیمگیری و اقدام باشد و دقیقاً به همین دلیل تأثیر آن بر فینتک، احتمالاً عمیقتر از هر موج فناوریای است که تا امروز دیدهایم.»
وی با اشاره به اینکه بسیاری از بازیگران صنعت مالی در حال «رنگ کردن معماری قدیمی» بهجای ساختن آن از نو هستند، دو رویکرد کلیدی را تفکیک کرد: در رویکرد اول، هوش مصنوعی روی فرآیندهای فعلی سوار میشود و فقط یک «بهبود تکنولوژیک» ایجاد میکند؛ اما در رویکرد دوم — که آن را «تغییر معماری» نامید — محصول، تصمیمگیری، زنجیره ارزش و مدل درآمدی از صفر طراحی مجدد میشود.
دکتر امیدوند در ادامه، پنج گذار بنیادین را که مدیران فینتک باید از همین امروز به آن فکر کنند برشمرد: گذار از دیجیتالبودن به هوشمندبودن؛ از شخصیسازی معمولی به فوقشخصیسازی؛ از واکنشیبودن به پیشبینیکنندهبودن؛ از کمک به تصمیمگیری به اتوماسیون تصمیم؛ و از مدل انسانمحور به همکاری انسان و هوش مصنوعی. وی افزود: «وقتی ماشین شروع میکند به تصمیمگیری و اجرا، دیگر مسئله فقط فناوری نیست؛ مسئله، حکمرانیِ تصمیم است.»

سخنران این وبینار با ترسیم زنجیره ارزش خدمات مالی (از جذب و توزیع مشتری تا اعتبارسنجی، تراکنش، ریسک، عملیات و مدل کسبوکار) تأکید کرد که هوش مصنوعی مانند یک لایه فراگیر، همزمان وارد تمام این حلقهها شده و هیچ بخشی از این زنجیره از بازطراحی در امان نیست. به گفته وی، در این میان، بزرگترین ارزش اقتصادی نه در اتوماسیون صرف، بلکه در پیشبینی بهتر و جلوگیری از ریسک پیش از وقوع نهفته است.
امیدوند با تأکید بر اینکه نوآوری در عصر هوش مصنوعی دیگر یک پروژهی تکشرکتی نیست، گفت: «در عصر هوش مصنوعی، هیچ شرکتی — هرچقدر هم بزرگ — بهتنهایی قادر به خلق نوآوری نیست.» وی اکوسیستم نوآوری را متشکل از بانکها، فینتکها، غولهای فناوری، استارتاپها، دانشگاهها، سرمایهگذاران و نهاد ناظر دانست و افزود: برندهی آینده، تنهاترین گرگ بازار نیست؛ بلکه ماهرترین معمار شبکه و همکاریهاست.
این کارشناس ارشد توسعه کسبوکار در بخش مهمی از سخنان خود به تفاوت «رگولاتوری» و «حکمرانی» پرداخت و تصریح کرد: حکمرانی هوش مصنوعی یک پروژهی ممیزی یکباره نیست، بلکه فرآیندی زنده و مستمر است که باید پنج ریسک کلیدی — سوگیری الگوریتمی، حریم خصوصی، توضیحپذیری، امنیت و پاسخگویی — را بهطور همزمان مدیریت کند. وی با معرفی مفهوم «حکمرانی تطبیقپذیر» (Adaptive Governance) و ابزارهایی مانند سندباکسهای رگولاتوری، سه سناریوی محتمل آینده را ترسیم کرد: «اول نوآوری» با خطر بحران اعتماد؛ «انجماد رگولاتوری» با خطر از دست دادن بازار؛ و سناریوی مطلوب که در آن نوآوری و حکمرانی پابهپای هم حرکت میکنند.
دکتر امیدوند در پایان با تأکید بر اینکه آیندهی فینتک نه به پیشرفتهترین الگوریتم، بلکه به توانمندی حکمرانی آن بستگی دارد، گفت: «ترکیب هوش مصنوعی و فینتک نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای بقا در بازار رقابتی آینده است. برگزاری چنین دورههایی گامی مؤثر در جهت آگاهیبخشی و توانمندسازی متخصصان داخلی برای رویارویی با چالشهای نوظهور در صنعت مالی و بانکداری دیجیتال محسوب میشود.»
